تبليغاتX
وبلاگ شخصی صفا

با توجه به مسائلی که همه دوستان با خبر هستند و من نیازی نمیدانم که از آنها بنویسم به همه دوستان و کسانی که به ما افتخار میدهند و ما را دوست خود میدانند توصیه میکنم سکوتی عاقلانه را در دستور کار خود قرار دهند.

سکوت ما نه از روی ترس و نه از روی رضایت است. سکوت ما در حال حاضر بهترین مبارزه و برترین اعتراض است.

الان باید سکوت کنیم که ولایت و همچنین خفر بزرگ و ولایتمدار در امان بماند.

بعضی ها قصد دارند از فریادهای حق ما سوء استفاده کنند و با خرابکاری و جنایت های مخفیانه ؛ خفر را نابود کنند و اعمالشان را به فریادهای حق طلبانه و آشکار ما نسبت دهند.

برای اینکه انها را فلج کنیم و نتوانند خرابکاری و جنایت کنند سکوت میکنیم.

در حال حاضر هرکس هر اقدام غیرعقلانی و فراقانونی انجام دهد خائن است و دشمن خفر و خفری هاست.

اگر میخواهید به آنها اعتراض کنید فقط آنها را تنها بگذارید تا از ما مردم ولایتمدار خفر به عنوان سیاهی لشکر  وحشی وشیطانی خودشان استفاده نکنند انها توانی ندارند و هرچقدر خرابکاری کردند ما باید درستکاری کنیم و اگر انها خلافی را انجام دادند ما سه تا درست انجام دهیم تا در مجموع؛ خوبی ها و درستی ها بیشتر شود.

با انها سخن نگویید تا منزوی تر شوند. و با دوستان بیشتر معاشرت کنید تا امید در دلها روشن بماند.

ما هم در نوشته هایمان آنها را بایکوت خواهیم کرد و هیچگاه از کسانی که بر علیه ما سخن گفته و میگویند در نوشته ها نخواهیم نوشت تا منزوی تر شوند. در حال حاضر خفر بزرگ نیاز به آرامش و استراحت دارد.

خدا قوت باغیرت های خفر. به امید فردایی بهتر؛ فردایی که قطعا به ظهور آقا نزدیک تر از امروز است..

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 13:38 توسط مهدی صفری |

برای مشاهده صفحه جدید صفانیوز اینجا کلیک کنید

صفانیوز توسط عناصر جریان انحرافی فیلتر شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 18:4 توسط مهدی صفری |

صمیمانه از دوستانی که از طریق ارسال نظر در این وبلاگ و سایر صفحات اینترنتی  وابسته به بنده، تلفنی، و پیامکی و حضوری همدرد این حقیر در غم فقدان مادربزرگ مهربانم بودند تشکر و قدردانی میکنم و امیدوارم بتوانم جبران این محبت را در مراسم های زیارت و شادی آنها داشته باشم.

همچنین به اطلاع دوستان و آشنایان میرسانم مراسم چهلمین روز آن بانوی مهربان و سفر کرده پنجشنبه ۲۴ آذرماه در حسینه گلزار شهدای باب انار برگزار میگردد.

خداوند عاقبت همه ما راخیر بگرداند، آمین....

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 10:20 توسط مهدی صفری |

 به نام دانای مقتدر که هر آنچه هست ازآن اوست

این مطلب را در کمال  تواضع توام با قدرت مینویسم برای کسانی که شایسته آنهاست

حقیر از کودکی فعالیت های فرهنگی داشته ام و به توجه به شرایط ازچهار سال گذشته تاکنون فعالیت های فرهنگی و سیاسی خود را گسترش داده ام و  با یاری خدا محکم و استوار تا رسیدن به اهداف مورد نظر از اقدامات فرهنگی و سیاسی خود دست نخواهم برداشت.

در طول چهار سال گذشته شاهد بسیاری از فعالیت های کینه توزانه و منافق صفتانه  بر علیه خودم و فعالیت های فرهنگی و سیاسی ام از سوی برخی بوده ام که مع الاسف شماری از آنها خودشان را دوست این جانب تلقی میکنند. تا امروز صبر پیشه کردم و با سبک و سنگین کردن و بررسی فعالیت های خودم در تلاش بودم اگر مشکلی در اقداماتم وجود دارد اصلاح کنم تا باعث کینه توزی این جماعت نشود و حتی با صحبتها و مطالبی که در این مدت منتشر کردم آنها را متقاعد نمایم و از در دوستی با آنها رفتار کردم اما...

اما از فردا داستان تفاوت خواهد کرد:

به این افراد در هر مقام و حزب و جناح سیاسی و (به ظاهر بسیجی، به ظاهر پاسدار، معلم، مدیر، شحصیت های سیاسی و کشوری و لشکری به ظاهر روحانی و... و ...)هشدار میدهم:

با تکیه بر قدرت بی انتهای الهی و سرمشقی که از  ولایت و مهدویت و عاشورا برداشته ام یک تنه قادرم به  جنگ هزاران نفر از آنها بروم. از امشب خواب خوش را بر شما حرام خواهم کرد و به جنگ شما می آیم و از هر جا  و هر طریقی که بتوانم ضربات کشنده ای بر شما و نزدیکانتان وارد خواهم آورد و حق هم همین است که در جواب دشمنی های ناحق چندساله اتان با شما مقابله کنم. این هشدار آخرین هشدار است و چنانچه همچنان شاهد این اقدامات نا حق و ناشایسته و از روی بخل و حسادت و  نا پاکی شما باشم آنچنان جوابی دریافت خواهید کرد که از غلطی که کرده اید پشیمان خواهید شد.

امید است که موجب خشنودی قلب نازنین بقیه الله الاعظم روحی و جسمی لک الفداه قرار گیرد.

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 10:20 توسط مهدی صفری |

بدینوسیله درگذشت مادربزرگ مهربان؛ ولایتمدار و عزیز خود را به اطلاع دوستان و آشنایان می رسانم، وی در سحرگاه عید قربان ۹۳ سال قبل به دنیا آمد و در زادروزش در سحرگاه عید قربان دیده از جهان فروبست  . او تا آخرین لحظات عمر نام  سرور زنان جهان حضرت زهرا را بر زبان داشت و در عهد کشف حجاب رضاخانی از شیرزنان مبارز بود و همواره مدافع حریم ولایت و اسلام بود و ۸ فرزند خود را نیز ولایی تربیت کرد. روحش شاد. امیدورام  از من حقیر نیز راضی باشد و مرا حلال کند . شک ندارم هم اکنون میهمان بانوی دو عالم زهرای اطهر است.

این دوبیت را در وصف او و برای سنگ مزارش سرودم و تقدیم به روح مهربانش میکنم:

برلب مادر ما نام خوش فاطمه بود

        راهکار و منش او  روش فاطمه بود

           فخرکن خاک سیه، این که درونت خفته

                   ذکر پیدا و نهانش همه یافاطمه بود

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 12:37 توسط مهدی صفری |


عکس دسته جمعی گروهان2-3               یه عکس با لباس نظامی از خودم

علی الحساب این دو تا عکس بالا رو ببینید. منو کشتید از  بس که گفتین عکسای خدمت و بزار....

بقیه عکسا هم برای بعد....

اگه دوستان عکس خاصی مدنظرشون هست پیام بزارن تا براشون بزارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 13:12 توسط مهدی صفری |

سلام به همه دوستان که مدام وبلاگ شخصی منو میبینند و پیام میگذارند وجویای حال این حقیر هستند.

با تمام خوبی ها و بدی ها سختی ها: خدمت سربازی من تمام شد

در کل خدمت سربازی خیلی خوب بود

تجربیات زیادی در نیروی انتظامی پیدا کردم که بسیار برام ارزشمنده

دوستان خوبی پیدا کردم که خیلی دوستشون دارم

توی مدت خدمت این توفیق و داشتم که صادقانه به دین و مذهب و میهن و مردم خوب کشورم خدمت کنم.

واین ها همه از محسنات خدمت بود...

با تلاشی که داشتم بحمدلله هیچ وقت مورد توبیخ قرار نگرفتم و برعکس به عنوان سرباز نمونه انتخاب شدم. توی این مدت تونستم به مردم خیلی کمک کنم و دل خیلی ها را خوشحال کردم که بخاطرش خدا را شاکرم.

یه چیزی هم رک بگم:

میگن نیروی انتظامی دزده...

من که توی این سازمان خدمت کردم میگم: همه جا دزدو مفاسد هست توی نیروی انتظامی هم هست...

ولی خدایی مامورین صادق و مخلص و درستکار هم تعدادشون زیاده هیچ وقت جمع نبندید.

زیر مجموعه نیروی انتظامی واقعا زحمتکش هستند ولی متاسفانه به اونها اصلا بها نمیدن و به مشکلات اونا رسیدگی نمیشه؛ مشکل اصلی هم تبعیض بین ارگانهای نظامی هست.

به سپاه بیخودی سرباز و حقوق و ... مرخص یو... خلاصه هرچی بگی میدن ولی به نیروی انتظامی تقریبا هیچ..

مدیریت در نیروی انتظامی به کسانی سپرده شده که لقب پاسداری دارند و همه میدونن که اکثریت این قشر هیچی حالیشون نیست و این یک درد بزرگه. چرا فقط هرکی پاسداره میتونه به درجات سرداری برسه؟ من آدمای لایق و پاک زیادی دیدم که فقط و فقط چ.ن پاسدار نیستن بهشون بها نمیدن و اینها یعنی تبعیض....

من همیشه به نیروی انتظامی و قوانین احترام میگذاشتم ولی بعد از خدمتم ارادتم به نیروی انتظامی چند برار خواهد بود.

سلام و درود به زیرمجموعه نیروی انتظامی از وظیفه تا کادر. واقعا خسته نباشید.....

بقیش برای بعد....

افسوس

آه...................

ای کاش خدمتم یکسال و نیم پیشتر تمام شده بود. خودم کردم که لعنت....

شما کارای امروز و برای فردا نزارید تا دچار افسوسی که من میکشم نشوید....

تجربه تلخی بود.....

آه  آه آه...........    زخم این آه بدجور بر تنم نشسته و جای آن همیشه خواهد ماند....

خدایا تو صبری عطا کن و تو یاریم نما که تناه مددکار تویی..

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 11:9 توسط مهدی صفری |

سلام به همه دوستان

همه دوستانی که مدام نظر میزارن و میگن مطلب بنویسم و اصلا به این فکر نمیکنن که من سربازم و زیاد نمیتونم به روز کنم.

راستش  وقتی مطلب قبلی و نوشتم یه نفر اومد و برام نظر گذاشت که خیلی به هم ریختم و لی نمیتونم در موردش بنویسم. بجز اینکه خودش بیاد و باز نظر بزاره و اجازه بده که ازش بنویسم.

از این بگذریم...

دوستان من الان در کلانتری ۱۱ زند شیراز مشغول خدمتم

راننده رییس کلانتری جناب سرهنگ بهادری هستم..

و اون)یک الف( هم که عنوان مطلب گذاشتم کد بیسیم منه که منو با این کد صدا میزنن

دیگه چی میخواین بدونین؟ اگه سوالی دارین بگین منم اگه ممکن باشه حتما جواب میدم.

البته به وقتش خاطرات این دوران هم براتون مینویسم.

ممنون از این که به وبلاگ شخصی من سر میزنید. تا مطلب بعدی...

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 13:38 توسط مهدی صفری |

سلام به همه دوستان که تو این مدت که من نبودم سر میزدن و پیام گذاشتن.

خدمت اون دسته از دوستان که گلایه میکنن چرا به روز نمیشم عرض کنم که من فعلا تا آخر بهمن ماه در مرحله آموزشی خدمت سربازی هستم و دسترسی به اینترنت ندارم. یعنی ممنوع هست یه جورایی! الان هم که دارم این مطلب و میفرستم اومدم مرخصی. ولی شما از پیام گذاشتن دریغ نفرمایید. من بالاخره میام و میخونم و جواب میدم.

جهت استحضار خوبه بدونید من در نیروی انتظامی (ناجا) مشغول به خدمتم.

فعلا تا آخر بهمن باید مرکز آموزشی شهید دستغیب ناجا (جهرم) باشم.

ولی بعدش اصلا معلوم نیست.

اینجا خوبی و بدی های زیادی داره ولی درکل خوبه و به من خوش میگذره....

صبح ساعت ۴.۳۰ بیدار باش.... رژه... مراسم صبحگاه... کلاسهای مختلف و مفید....غذاهای بی کیفیت.....محیط خشک نظامی.... نظم و انضباط عالی و زیبا....دوستای خوب.... بچه های نامردو هرزه..... ساعت ۹ شب  لالا......ولی در نهایت خوبه و اگه وقت بکنم خاطرات و چند تا عکس با لباس نظامی هم توی مطلب بعدی برای دوستان میزارم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 11:14 توسط مهدی صفری |